|
اين شهيد گرانمايه در محله شهيد پرور و قهرمان پرور "الشجاعيه" واقع در شهر غزه چشم به جهان گشود و در خانواده اي با ايمان ، مجاهد ، مبارز ، عاشق شهادت و مانوس با قرآن كريم رشد و نمو يافت.

بسيار شيرين سخن ، مهربان و رقيق القلب بود ، پيوسته امر به معروف مي كرد و مي كوشيد مشكلات را حل و فصل نمايد. دوره ابتدايي را در دبستان حطين واقع در شهر غزه به پايان رساند. از كودكي بسيار فعال و سخت كوش بود و در حالي كه 15 سال داشت به جنبش جهاد اسلامي پيوست .
در امور دين و مسائل مسلمانان از هميت بسيار بالايي برخوردار بود و همه او را به عنوان فردي باتقوا ، متدين و معتقد به اصول اسلامي و الگوي خود در زمينه مسائل ديني مي شناختند.
ابومجاهد ، از زنداني به زندان ديگر :
الشامي به دليل فعاليت هاي جهادي و ضد صهيونيستي بارها از سوي نيروهاي رژيم اشغالگر قدس دستگير شد و مورد شكنجه هاي وحشيانه قرار گرفت. وي همچنين به اتهام برنامه ريزي براي اجراي عمليات در مناطق داخل خط سبز از سوي سازمان امنيت تشكيلات خودگردان فلسطين دستگير و به 15 سال زندان محكوم شد اما همراه با دوستانش به اعتصاب غذا دست زد كه اين اعتصاب در نهايت به آزادي اش انجاميد.وي مدتي پس از آزادي به فرماندهي يكي از گروهان هاي قدس منصوب شد و مبارزه خود را در سطحي گسترده تر از گذشته ادامه داد..
سخن دوستان :
يكي از دوستان شهيد كه پيش از انفجار با وي بود با چشمان اشكبار در باره الشامي گفت : او براي من بسيار عزيز و دوست داشتني بود و او را مانند برادرم مي دانستم ، در روز شهادت دقايقي پيش از انفجار ناگهان به من گفت : دوست ندارم با هم كشته شويم ، طولي نكشيد كه انفجاري مهيب خودرو را به آسمان پرتاب كرد.او به گوشه اي پرت شد و من در گوشه اي ديگر افتادم. اين سرنوشت من بود.
روز شهادت :
سرانجام در روز 7 / 2 / 2004 ميلادي در حالي كه سوار بر خودرو در حالي رانندگي بود بر اثر حمله هوايي دشمن صهيونيستي (كه بر اثر آن يك كودك شهيد و 10 نفر ديگر از رهگذران مجروح شدند) به شدت زخمي شد و به سرعت مور د عمل جراحي قرار گرفت اما اين امر سودي نبخشيد و ديري نپاييد كه به ديدار معبود شتافت.
روانش شاد و راهش پاينده باد.
|