بنر
اخــــبـــــــــــار گزارشها نگاهی به دکترین جنگ دریایی رژیم صهیونیستی(4)
نگاهی به دکترین جنگ دریایی رژیم صهیونیستی(4) مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه ، 3 اسفند 1390 ، 11:02  -  آخرین بروز رسانی مطلب در

 

صحنه جنگ های عملیاتی دریایی ـ ساحلی ، صحنه ای است که در آن نیروهای هوایی منطقه برتری قابل توجهی را در حریم هوایی خود داشته و توان هر نوع اقدامی را از نیروی هوایی دشمن در ان سلب کرده و اجازه نمی دهند که نیروی هوایی دشمن قدرت مانور وآزادی عمل نیروی دریایی را در آن منطقه بخصوص سلب کند.

شاید در این چارچوب جایی برای برنامه ریزی جهت دریافت کمک هوایی از پیش طراحی شده جهت دست یابی به برتری هوایی منطقه وجود داشته باشد، اما هرنوع کمک تاکتیکی مستقیم وعینی می تواند نیروهای ما را به خطر بیاندازد.

در نوامبر 1979، یعی شش سال بعد از جنگ روز عید پاک، نیروی هوایی در چارچوب مانوری به سواحل اسرائیل حمله کرد(مانور آموزشی نهوگ) .

درچارچوب این مانور، نیروی حمله کننده دربرگیرنده 12 کشتی موشک انداز(توپ دار)،دو زیردریایی و9 گروه از واحد دریایی 13 بودند.

نیروهای حمله کننده در مقابل خود نیروی هوایی ارتش اسرائیل را داشتند، اما به رغم آنکه نیروی هوایی ازموعد این حمله مطلع بود، وهیچ عملیات وماموریت دیگری هم نداشت، وعلی رغم آنکه در طول ساحل سیستم ردیابی ودیده بانی ساحلی با بیش از 58 برج مراقبت ثابت ایجاد شده است،اما این نیرو به همراه نیروهای دفاعی موفق نشد مانع از انجام این عملیات تا پایان آن گردد.

در جنگ اول خلیج فارس (جنگ کویت) و جنگ دوم لبنان موشک های اسکاد به خلیج حیفا اصابت کردندو گلوله های موشکی نیز بندر آنرا مورد هدف قرار دادند، بدون آنکه نیروی هوایی بتواند مزاحمتی برای آنها ایجاد کند.

بر اثر آن، نیروی دریایی مجبور شد در سال 2006 کشتی های خود را از بندر حیفا دور کند ـ مسئله ای که از سال 1979 پیش بینی آنرا می کرد و در طراحی کشتی های "ساعر 5" و زیردریایی های دولفین مسئله بقای طولانی مدت در دریاهای آزاد و دور از بنادر در خطر بمباران لحاظ شد.

ایده استفاده از کشتی های تجاری برای ایجاد حجم شدید آتش موشکی در عمق سوحل دشمن ـ ایده ای بود که برخی از طرف های غیر متخصص آنرا مطرح کردند ـ اما در گذشته مورد بررسی قرار گرفته و بی پایه واساس بودن آن ثابت شد.

یکی از دلایل رد این اندیشه در معرض هدف قرار گرفتن این کشتی ها در زمان بارگیری موشک ها در بنادر است، همچنین این کشتی ها قادر به حمایت از خود در دریا نیستند ، همچنین وسایل جنگی دیگر نیز قادر نیستند (یک انبار مملو از موشک) را مورد حمایت قرار دهند، به هر شکل، پروسه تقویت به کارگیری فنی ـ لوجستیکی آن بسیار پیچیده وهنگفت است.

در همین راستا، باید یادآور شد که در جریان جنگ جهانی دوم در اقیانونس آتلانتیک شمالی، صدها کشتی تجاری که به شدت توسط ناوهای جنگی متحدین حمایت واسکورت می شدند، در مسیر خود از ایالات متحده و کانادا به اروپا مورد هدف قرار گرفتند.

در ادامه سعی خواهم کرد که حوادث وداده هایی تاریخی را که ثابت می کند چگونه یک واحد و نیروی کوچک اما خبره، کارآزموده، آموزش دیده ، مصمم و پرجرات نیروی دریایی می تواند به این نیرو اجازه تحقق دست آوردهای بزرگی را در جنگ داده و چه نقشی در فرایند کلی جنگ داشتند.

 

سهمی که بدون آن به احتمال شبه به یقین جنگ پایانی مغایر (اگر نگوییم منفی) برای ما داشت.

ادامه دارد...

نوشته : زئیف آلموگ سرلشکر احتیاط وفرمانده سابق نیروی دریایی

منبع : فصلنامه پژوهشی وعبری زبان ارتش واستراتژیک  ، جلد 3 مه 2011

 ترجمه وتلخیص : سید عماد حسینی