فتـحی شقاقی در نظر نگارندهاین سطور تـنها رهبـر یك جنبش اسلامی مـجاهد جهت رهانیدن فلسطیـن از لوث صهیونیستها نبود، ویبرای من فقط دوستـی نبود كه سابقهاشنایی وبرادری چند ساله با او داشتـم ویا همكاری وهمفكری كه در كنفـرانسهای فرهنگی عربـیباهم شركت كرده باشیـم بلكه ویبسیار بالاتـر از ایـن مفاهیـم یعنـیبرادر بود وپدر ومعلم در عمق معنای انسانـی آن ، با وجود اینكه سالـهای عـمر ما به هم نزدیك بود: او نـمونه والگوی ثابتـی مـجسـم از مفاهیـم انسانـی واسلامـی وعربـی شرافتـمندانه بودند، نویسندهاین سطور وهم قطاران وی ، از همان آغاز شناخت واژه هایی چون فلسطیـن واسلام وعربیت وجهان هستـیبهاو تـمایل پیدا كردند وشقاقی را به عنوان مرجع كاملـی در مفاهیـم شرافت وافتـخار وجهاد شناختـند.
همان مفاهیـمی كه نسل ما ونسلـهای آینده ما به دنبال آن هستـند شقاقی انسانـی سرشار از ارزشهای والای انسانـی وصفای معنوی وصداقتـی افسانهایبود در هر آنچه می گفت وانـجام می داد.
واو نـمونه بارزی از یك انسان مؤمـن بود كه مغز استـخوان واعـماق وجودش بهارمان خود ایـمان ویقیـن داشت. شقاقی ، بی اغراق امتـیبود تـجلـی یافته در یك انسان وامانت داری و ماهیت مقامـی كه ما در بارهان سـخن می گوییـم اقتضا دارد كهایـن امر را بهامانت ودرستـیبازگوییـم. او همیشه گشاده رو ومبتسم بود ، دیدگاه وادنش وسیعـی داشت، با مهارت وچیـره دستـی سـخن می گفت وسكوتش خود گویا بود من از نزدیك با او آشنا شدم و تـمام خصوصیات وآخریـن حالات وی را شناختـم، صادق بود ومـجاهد وهمه را مبهوت می كرد. شقاقی در سال 1951 میلادی متولد ودر 26/10/1995 در سـن 44 سالگیبه شهادت رسید ، عمـر ایـن معلم مـجاهد كوتاه بود ، اما چنانكه در آثار چاپ شدهاش خواهیـم دید ، همانند عـمری یكصد ساله پربار وپر ثـمر بود. با توجه بهاینكه معلم شهید دكتـر شقاقیبه حقیقت بر همه كسانـی كه با آنها تـماس داشت ، تاتـیـر گذاشته بود، لذا فقدان ویبرای آحاد امت اسلام با هرگونه تـمایلات وجریانات فكری وسیاسی ونیـروهای فعالش ، جانگداز وهولناك بود ، چرا كه شقاقی خواسته ویا نا خواسته حدّ تلاقـی مشتـرك وتاریـخیبی نظیـریبرای همه گروههای وفادار بهایـن ملت بود، ایـن معلم شهید به ویژه در آخریـن سالـهای زندگی خود با اندیشه ها ورفتار وابتكارات خود مشتـركات جامعیبیـن كلیه جریانهای عربـی و اسلامـی در سرتاسر سرزمیـن عربـی واسلامیبر جای نهاد. وهر كه بهاو نزدیك شد ایـن مسأله را به وضوح دریافت كه نظیـر آن را جز نزد پیامبـران واولیای خدا نتوان یافت. من آخریـن كسـیبود كه با ایـن شهید ملاقات داشتـم وآخریـن كسـی كه یك هفته كامل به سخنان وی كوٌش فرا دادم واو را بدرقه كردم كه گویا آخریـن وصیتش را می گفت (ما آخریـن لـحظات زندگی شهید را در گفتگویی كه با او هنگام شركت وی در یك كنفـرانس علـمی در لیبـی انـجام دادیـم ، تـحت عنوان : وصیت من بهامت منتشـر نـمودیـم كه چند روزنامهاز جـمله روزنامهالشعب قاهره در تاریـخ 3/11/1995 آنرا منتشـر نـمودند ). پس از شهادت غریبانهاین مـجاهد نستوه من وهمه همفكرانـی كه بهاندیشه ورسالت او ایـمان داشتـیـم ، دیدیـم كه بهتـرین بزرگداشت او حفظ رسالت، اندیشه ومـجاهداتش با استفادهاز همهامكانات نظامی وسیاسی وفرهنگی است. به عنوان مثال در سطح فلسطیـن ومـجاهدان داخل وخارج از آن عملیات جهادیباید ادامه یابد تا فلسطیـن به شكل حقیقـی خود اسلامی وعربـی وپاكیزهاز لوث یهودیان غاصب همان گونه كهارزوی شهید بود به فلسطیـنیان بازگردانده شود، ودر زمیـنهاندیشه وافكار باید رهنـمودها واندیشه های هنگامیكه شقاقی در مصر بود ، پس از اتـمام تـحصیلاتش در دانشكده پزشكـی دانشگاهالزقازیق در مارس 1981 ، در توصیف تـحول بزرگ انقلاب اسلامی ایـران ودر دومیـن سالگرد پیـروی آن نوشت “خون بر شـمشیـر فایق آمد” ایـن مقاله تـحقیقـی در شـماره 21 سال دوم مجلهاسلامی الـمختار در مارس همان سال به چاپ رسید. چهارده سال پس از آن تاریـخ من نیـز كهاكنون سرگرم جـمع آوری وآماده كردن ایـن بررسـی كامل در مورد زندگی نامه وافكار ومـجاهدات شهید دكتـر فتـحی شقاقی شدهام عنوانـی رساتـ{ر از همان عنوان برای اقدامات وكارهای جامع وجریان زندگی وجهاد وی نیافتـم ولذا برای ایـن زندگی نامه عنوان “ پیـروزی خون بر شـمشیـر ” را برگزیدم كه خون همان خون شقاقی در زندگی اوست وشـمشیـر دشـمنان هم به یاد خدا قطعا شكست خواهد خورد. در ایـن مقدمه كه به گوشه هایی از افكار معلم شهید اشاره كردهایـم شایستهاست تأكید كنیـم كه به همه جوانب افكار شهید واقف نیستـیـم ولذا تـنها به گوشه هایی از اندیشه های ویبا استفادهاز سخنانش اشاره می كنیـم ودر ابعاد ذیل به بـحث می پردازیـم : 1- شقاقی : مقاطع مهم وحیاتـی 2- جنبش جهاد اسلامی فلسطیـن : مراحل وچشـم اندازها 3- مركزیت مسأله فلسطیـن. 4- رهایی از وابستگی وابعاد قیام 5- لزوم برخورد افكار در جریانهای اسلامی ، قومی ودموكراتـیك. 6- اهمیت ایـران در افكار ایشان : تـجربهانقلاب اسلامی وآثار آن بر آرمان فلسطیـن. 7- موضع گیـری در قبال اوضاع عرب ومسلمانان ، زنان ، دموكراسی ، وحدت عربـی واستقلال، خشونت سیاسی ، بیداری اسلامی ، اسلام گرایی ولائیسم، نقش روشنفكران ، رسالتهایبزرگ واساسی امت اسلام. با تشریـح مـحورهای فوق از خلال سخنان وافكار شهدی شقاقی ابعاد فلسفه وی واصول برجستهان برای ما روشـن وآشكار می گردد. 1-زندگی شهید شقاقی : مقاطع مـهم.
فتـحی شقاقی سه سال پس از شكست سال 1948 در اردوگاه پناهندگان فلسطیـنـی در رفح واقع در نوار غزه ، در خانوادهای فقیـر چون دیگر آوارگان فلسطیـنـی دیده به جهان گشود ، پدر او كارگر متدینـیبود كه در عیـن حال امام جـماعت دهكده نیـز بود. خانوادهاو از دهكده زرنوقه در نزدیكی یافا آمده بود ، یعنـی شهری كه كهن تـریـن وزیباتـرین شهر فلسطیـن اشغالـی است. شقاقی 15 ساله بود كه مادرش را از دست داد وتـحصیلات دبیـرستانـی را در دارس منطقه غزه كه شاهد اولیـن فعالیتهای سیاسی او بود به پایان رسانید، فعالیتهای سیاسی او پس از شكست 1967 تبلور بیشتـری یافت و به گفته خود شقاقی در یكی از گفتارهای مطبوعاتـی وی ، او پیش از سال 1967 در مدرسه دست به فعالیتهای سیاسی زده ودر موضوعات درس انشاء در دوره راهنـمایی ودبیـرستان ضـمن طرح مسائل سیاسی توجه معلمان را به خود جلب نـمود تا اینكه در سخنـرانیهای صبحگاهـیبه ویژه زمانـی كه جنبه ملی گرائی داشت شركت نـموده وضـمنا در تهیه روزنامه های دیواری در مدرسه مشاركت می كردهاست. او می گوید : بدون شك گرایشات ناصریسم در آن زمان كه بهاوج خود رسیده بود ما را تـحت تأتـیـر قرار داد ومن شدیدا به عبدالناصر به عنوان یك شخصیت ویك رهبـر عرب ، علاقمند شدم، به همیـن علت بود كه كمونیست نشدم واز سوییبرداشتها وگرایشهای سیاسی زود هنگام، من مـجذوب شعارهایبرابـری آحاد بشـر شدم كه كمونیستها آن را طرح می كردند وایـن شعارهای مساوات مرا بر آن داشت كه در زمینه كمونیسم به تـحقیق بپردازم تا اینكه كتاب “ حقیقت كمونیسم ” از سری انتشارات “ گزیده هاییبرای شـما” كه وزارت ارشاد مصر آنها را منتشـر می كرد دست یافتـم . با مطالعه مقدمهایـن كتاب كه جـمال عبدالناصر آن را نوشته بود و شدیدا به كمونیستها حـمله كرده بود من از ادامه تـحقیق وتفكـر در زمیـنه كمونیسم منصرف شدم وفعالیتهای وگرایشهای سیاسی من منـحصرا ناصریسـم گردید. در سال 1966 با همكاری دو تـن از دوستان وبرادران بزرگتـر از خودم اولیـن تشكیلات سیاسی خود را بنیاد نهادیـم كه طبعا ایـن تشكیلات ساده زیـر چتـر ناصریسم بود وما در آنـجا بر اساس روش ناصر باتـحزب مبارزه می كردیـم وبرای همكلاسیهای دبیـرستانـی خود زمیـنهای فراهـم نـمودیـم تا آنان نیـز از گرایشات حزبـی كه دست بردارند، ایـن گروه تشكیلاتـی همچنان كوچك ماند تا اینكه در اثر مشكلات وپیچیدگیهای مراحل بعدی منـحل ومتلاشی گردید گرچه دوستانـی كه در تاسیس آن شركت داشتـند بعدها به تـمایلات اسلامی روی آوردند. مقطع دوم : شكست سال 1967 میلادی نقطه عطف مهمی در زندگی شهید شقاقیبود كه هنوز بیش از شانزده سال عـمر نداشت ، زیـرا به گفه خود وی مسیـر حركت جوانـی را كه خواستار آزادی وبازگشت به وطـن بود، تغییـر داد وی می گوید : برای ما قابل تـحمل نبود كه ببینـیـم رهبـری چون عبدالناصر بهان سختـی شكست بـخورد ، ایـن ضربه شدیدا تعادل سیاسی ما را ربود به گونهای كه به یاد دارم من ودیگر دوستانـم شدیدا به نوشته های مـحمد حسنیـن هیكل خو گرفته بودیـم ومعـمولا ایـن تـحلیلـها وتفسـیـرها كه علل شكست جبهه عربـی را در مقابل صهیونیستها توضیح می داد ورادیو صوت الـعـرب آنها را در روزهای جـمعه پـخش می كرد ما می شنیـدیـم ودر طول هفتهارامش نسبـی داشتـیـم تا اینكه دیدیـم مبارزه با نگرانـی موجود فایدهای ندارد بلكه باید نگرانـی را اساسا از میـان برداشت . در ایـنـجا بود كه من تـحولـی دیگر یافته وراهاسلام را انـتـخاب نـمود. اما اینكه چرا شقاقی افكار سیاسی رایـج در آن دوره را نپذیـرفته خود وی در ایـن باره می گوید : برای من كه ماههای متوالـی دردمند وسرخورده بودم طبعا ایــن افكار قانع كننده نبود ، زیـرا آن افكار تفسیـر واقعـی شكست جبهه عربـی را در برابر دشـمن توضیح نـمی داد در حالـی كهاندیشهاسلامی كه بهان دست یافتـم ، برای سؤالـهای چون نـمونه های ذیـل پاسـخهای قانع كنندهای داشت: ما كیستـیـم ؟ چرا شكست خوردیـم وچرا در ایـن برهه ؟ چرا پیش از ایـن پیـروز شدیـم واكنون شكست خوردیـم؟ افكار ناصر در آن هنگام پاسـخهای روشـن وقانع كنندهایبرای ایـن سؤالـها نداشت ودر نتـیـجه شقاقی پس از آشناییبا افكار اسلامی آرامش لازم را پیدا كرد ، شقاقی خود می گوید: كتاب شیـخ مـحمد غزالـی موسوم به “ چگونـهاسلام را درك كنیـم ” مقدمهاشنایی من با گستـردگی طرح اسلامیبود وپس از آن كتاب “ معالـم فـی الطریق ” تأتـیـریبیش ا كتاب اول در جهت رویكرد من بهافكار اسلامیبود. اما تـجزیه وتـحلیل واقع گرایانه (علاوه بر آنـچه خود شهید نقل می كند) ، به ما می گوید كهانگیزه های دیگری نیـز در گرایش شدید شقاقیبه سوی اسلام وجود داشتهاست كهاز جـملهان (وبه گفته خودش) سابقه تدیـن خانوادگی وناكارآیـی وشكست افكار قبلـی وكوشش وی جهت دست یابـیبه راه حل وپاسـخ های منطقـیبودهاست. آشناییبا نوشته های اسلامی غزالـی وسید قطب ودیگر شخصیتهای اسلامی نیـز در ایـن جهت اثر داشتهاست. وی می گوید : پس از ایـن مرحله بررسیها ومطالعه فشردهاندیشه های اسلامی را شروع كردیـم ودر ایـن روند سال 1968 آغاز تـحول اساسی من از تفكرات ملی مبتـنـیبر جدایی دیـن از سیاست بهاندیشه های اسلامی جدید مـحسوب می شود. اما اینكه چگونهان افكار در ایـجاد تشكیلات جدیدی متبلور شد ؟ شقاقی چنـیـن پاسـخ می دهد: ما تقریبا روزانه دیدارهایی در گروه قدیـم ناصری داشـتـیـم وبر پایهافكار رمانتـیكی خود مسائل ملی را به طور كلـی مورد بـحث قرار می دادیـم ولی پس اینكه در نیـمهاول سال 1968 در شرف آشناییبا كتابهای اسلامیبودم ، بیـن من وافراد گروه در مورد چگونگی رهایی از تفـكرات ملی وحركت به سوی اسلام ، بـحث وجدلـهای مهمی در گرفت كه تا مدتها طولانـی ادامه داشت. مسائل فكری را با قوت وتفصیل وروشنـی مورد بـحث قرار میدادیـم وهر چه بیشتـر در مورد اسلام مطالعه می كردیـم به همان نسبت اصول گروه خود را بیشتـر مورد بـحث ونقد قرار می دادیـم تا اینكه به نقطهای رسیدیـم كه دیگر باید راه را عوض می كردم لذا در برابر دوستانـم تعهد كامل خود را نسبت بهاندیشه های اسلامی اعلام كردم وگفتـم كه ما پس از ایـن برنامه وروش جدیدی در زندگی واندیشه های خود پیش رو داریـم. در ایـنجا بود كه سازمان كهنه وقدیـمی ما وارد مرحله جدیدی شد وما وارد مسائل جزإـی شدیـم و جلسات خود را كه در خانه من در غزه تشكیل می شد ، به مطالعه وبـحث كتب مـختلف ونـماز جـماعت اختصاص دادیـم . در ایــن برهه شقاقی سعی كرد كهاز ایـن مـجموعه یك سازمان ایـجاد نـماید ودر ایـن زمان ویبا افكار اخوان الـمسلمیـن آشنا شده بود ولـی كلا با آنان همفكر نبود. مقطع سوم: وایـن مقطع در زندگی شقاقی اهمیت ویژهای دارد، ومی توان سر آغاز آن را سال 1968 دانست كه شقاقیبه دنبال دریافت بورس تـحصیلـی از آلـمان غربتـی وارد دانشگاه بیـرزیت گردید واز آنـجا با دنیای جدیدی آشنا شد. در ایــن هنگام افكار كمونیستـی در ایـن دانشگاهاز چنان شدتـیبرخوردار بود كه مسلمانان از اظهار اسلام خود هراس داشتـند. شقاقی می گوید: هر آنچه در دانشگاه بیـرزیت می خواندم وتـحقیق می كردم افكار پیچیدهایبود كه مرا وامی داشت تا به جستجوی پاسـخهاییبرای سؤالـهای پیچده تـر بپردازم ولذا مطالعات وبررسیهای من در خلال دو سال هنوز در مـحیطی كاملا ضد اسلامی در جهت عمق بـخشیدن بهافكار بسیار مؤثر بود سپس رهسبار قدس شدم تا به عنوان معلم ریاضیات مشغول كار شوم در ایـنجا دیگر دیدارهای ما ونامه های دوستان مـحدود شد ودر قدس با وجود اینكه حساسیت در میان نیـروها شدید بود با برخـی از طرها ونیـروهای ملی ارتباط وبرخورد داشتـم ودر بعضـی از فعالیتهای مؤسسات ملی ودست چپـی مشاركت نـمودم سپس در سال 1974 به مصر رفتـم. مقطع چهارم: ایـن مرحله با ورود شقاقیبه مصر در سال 1974 شروع شد وتا زمان خروج او از مصر در سال 1981 ادامه یافت ، از نظر ما ایـن مرحلهاز پربارتریـن ومهمتـرین مراحل سیاسی وفكری زندگی شقاقیبه شـمار می رود واو خودش در اواخر عر ایـن مرحله را همیـن گونه توصیف كردهاست ، چنانكه رویدادهای آن مرحله نیـز بر هـمیـن مطلب تاكید دارد. شقاقی جهت تـحصیل در رشته پزشكـی وارد دانشگاهالزقازیق شد وبه عنوان پزشك اطفال تـحصیلات خود را به پایان رسانید، ومدت یك سال نیـز در بیـمارستان كفر صفـیـر در استان الشرقـی طبابت نـمود. وپس از آن با تأسیس سازمان جهاد اسلامی از مصر خارج گردید ، پس از اینكه چندیـن ماه در زندان القلعه حبس بود وتأتـیـر عمیقتـیبر افكار جوانان مسلمان مصر گذاشت كه همیـن امر به ترور سادات منـجر گردید ، ودها بـحث وبررسی ومقاله وشعر با نامهای مستعار منتشر كرد كه معروف تـریـن ایـن نام ها “ عز الدیـن الفارس ” كه مقالاتش را در مـجلهالـمختار الاسلامیبهایـن نام مذیل است. مرحلهاقامت در مصر پربارتریـن مرحلهاز زندگی شقاقیبود، در مدت اقامت شقاقی در مصر باب گفتگو واختلاف نظرها میان سازمان “ جهاد اسلامی ” واخوان الـمسلمیـن در میان مصریها و فلسطیـنیها همچنان باز بود وایـن بـحثها تأتـیـرات آشكاریبر افكار واندیشه شقاقی گذاشت وسر انـجام دقیقا در سال 1978 نتـیـجه را به سود اندیشه های جهادی خاتـمه داد ومنـجر به تأسیس هسته تشكیلات جهاد اسلامی فلسطیـن توسط جوانان مسلمان وغیور فلسطیـنـی در دانشگاهالزقازیق ودیگر دانشگاه های مصر در سال 1980 گردید ویك كادر سیاسی منظم با شصت عضو شكل گرفت وبعد ایـن هسته به قلب فلسطیـن انتقال یافت تا نقطهاغازیـن تشكیل سازمان جهاد اسلامی در داخل فلسطیـن شود. ضـمنا شایان ذكر است كه دكتـر فتـحی شقاقی در مدت اقامتش در مصر با همكاری دوستانش در مقام پاسـخ به روزنامه های دیواری كمیسیونها با نام الـجیاد (اسبها) اقدام به تهیه روزنامه های دیواریبا نام الفرسان (سواركاران) نـمود. علاوه بر ایـن شقاقی در همیـن دوران ودقیقا در تاریـخ 16/2/1979 كتاب (خـمینـی ، راه حل اسلامی وجایگزیـن) را منتشـر نـمود كهاولیـن كتار منتشـر شده در سطح جهان در مورد پیتروزی انقلاب اسلامی ایـران به زبان عربـیبود وتـمام نسـخه های چاپ اول آن یعنـی ده هزار نسـخه بلافاصله پس از صدور به فروش رفت وبه دنبال آن شقاقی 4 روز زندانـی شد وسپس در تاریتخ 20/7/1979 به علت مظنون بودن به فعالیت سیاسی اسلامی مـجددا به مدت 4 ماه در زندان القلعه بازداشت بود. وجالب است كه سرلشكر معروف فؤاد علام در ایـن مدت از شقاقیبازجوإـی نـمود لیـكن نتوانست از وی هیچ اعتـرافـیبه دست آورد و شقاقیبطور غـم انـگیز ومـخفـیانهای در تاریـخ 1/11/1981 از مصر خارج شد در حالیـكه پس از ترور ساداد وی تـحت تعقیب پلیس مصر بود، در ایـن مرحله شقاقی وارد فلسطیـن گردید تا مقطع جدید ومهم دیگری از زندگی خویش را آغاز نـماید. مقطع پنـجم : شقاقیبلافاصله پس از بازگشت به فلسطیـن به توزیع هسته های سازمان جهاد اسلامی سر سرتاسر اراضـی اشغالـی وبه خصوص در غزه وكرانه باختـری پرداخت وهمزمان آموزش وتربیت كادرهای جدیدیبرای جنبش وساختـن نیـروی نظاممی وعقیدتـی آن با صلابت وقدرت اقدام نـمود ولذا فعالیتها وی توجه نیـروهای اشغالگر صهیونیستـی را جلب نـمود وسپس شقاقی كه در آن هنگام در بیـمارستان ویكتوریا در بیت الـمقدس كار می كرد به مدت 11 ماه در سال 1983 بهاتهام تشكیل سازمان جهاد اسلامی زندانـی شد ودر سال 1986 شقاقیبهاتهام تـحریك بر علیه رژیـم صهیونیستـی و انتقال اسلحه به غزه ووابستگیبه جنبش جهاد اسلامیبه چهار سال زندان وپنـج سال حبس تعلیقـی مـحكوم شد كه پیش از پایان مدت مـحكومیتش مقامات صهیونیستـی او را از زندان آزاد نـموده ودر تاریـخ 1/8/1988 به جنوب لبنان تبعید نـمودند. شایان ذكر است كهاسـحق رابیـن وزیـر دفاع وقت رژیـم صهیونیستـی خود شخصا دستور اخراج شقاقی از فلسطیـن را صادر نـمود در حالـی كه همزمان با زندانـی شدن شهید شقاقی شدیدتـریـن عملیات مسلحانه وآگاه كردن مردم توسط جنبش جهاد اسلامی شروع شد. یكی از ایـن عملیات ها موسوم به باب الممغاربه در تاریـخ 15/10/1986 توسط اعضای جهاد اسلامی انـجام گرفت وطی آن 3 نارنـجك دستـیبه سوی سربازان تـیپ اسراییلـی جیفعانـی كه در جشنـی در نزدیكـی دیوار ندبهاجـتـماع كرده بودند پرتاب شد ودر نـتـیـجه 70 سرباز صهیونیست زخـمی شده وپدر یكی از سرابزان به هلاكت رسید. سه جوانـی كهایـن عملیات را اجرا كردند طارق الـحلیس وعبدالناصر الـحلیس وابراهیـم حسـن علیان از شاگردان شهید شقاقیبودند. ودر زمانـی كه شقاقی زندانـیبود، 6 نفـر از اعضای سازمان جهاد با موفقیت از زندان مركزی غزه فرار كردند. در یك عملیات دیگر كاپیتان رون تان فرمانده دژبان منطقه غزه در تاریتخ 2/8/1987 به هلاكت رسید وطی درگیـری دیگریبیـن چهار نفـر از اعضای جهاد با نیـروهای امنیتـی اســرائیـل در مـحلهالشجاعیه در شهر غزه در تاریـخ 6/10/1987 یك افسر امنیـتـی اســرائیـلـیبه هكلات رسید وچهار عضو سازمان جهاد نیـرز به شهادت رسیدند. علاوه بر ایـنها دهها عملیات موفقیت آ/یـز دیگر بر علیه نظامیان صهیونیستـی صورت گرفت كه عملیات نا تـمام انـفجار یك ماشیـن بـمب گذاری شده در سپتامبـر 1987 از جـملهایـن عملیات ها بود. همهایــن عملیات ها در شرایطـی انـجام می شد كه رهبـر معلم ما شهید شقاقی در زندان اشغالگران بسـر میبرد، و ایـن خود تاكیدیبر ساختار نظامی وعقیدتـی سازمان جهاد میباشد كه قبل از دستگیـری شقاقی (در سال 1986) تشكیل یافته بود، حتـیبرخـی مفسران بی طرف عقیده دارند كه عملیات مسلحانه جنش جهاد كه قبل از قیام انتفاضه فلسطیـن در دسامبـر سال 1987 انـجام گرفته بو وانگیـزهاصلـی ومستقیـم شعله ورشدن انتفاضه بود. در همیـن زمانها بود كه معلم شهید با خواهر مـجاهد “ فتـحیه ” ازدواج نـمود كه حاصل آن سه فرزند بنامهای خوله وابراهیـم واسامه بودند كه همگی در خارج از فلسطیـن در دمشق متـولد شدند. مقطع ششم : این مقطع از 1/8/1988 كه شقاقیبه جنوب لبنان تبعید گردید شروع ممی شود تا زمان شهادت وی در ساعت یك بعد از ظهر پنـج شنبه مورخه 26/10/1995 در مقابل هتل دیپلماتـیك جزیره مالت ادامه می یابد. شقاقی در مالت در راه بازگشت از یك دیدار پانزده روزهاز لیـبـیبه مقر اقامت موقتـی خود در دمشق بود كه هدف گلوله مزدوران صهیونیسـم قرار گرفت. وی در ایـن سفـر با رهبـران لیبـی درباره راههایبازگشت آوارگان فلسطیـنـیبه فلسطیـن مذاكره نـمود. ایــن دوره را میتوانیـم دوره غربت بنامیـم چرا كه شقاقی در ایـن دوره به مراكز بسیاری از كشورهای عربـی واسلامی سفـر كرد . جنبش سیاسی وبینش --- وفرهنگی ویبهاوج رشد خود رسید وتـجلی اهداف وانتـخاب وتعییـن سنگرهای مبارزه در بسیاری از ایـن مناطق صورت گرفت وبازوی جنبش جهاد اسلامی قویتـر وقویتـر گردید تا خشـم وقدرت خود را در قلب فلسطیـن اشغالـیبر علیهاشغالگران بنـمایش گذارد كه در نتـیـجه عملیات شهادت طلبانه قهرمانان جنبش جهاد در ایـن مرحله دهها نفـر از صهیونیستها به هكلات رسیدند وجنبش شیوه های جدیدی را در عملیات مسلحانه به كار گرفت ونظریه پوچ امنیت غیـر قابل نفوذ صهیونیستها را به باد تـمسـخر گرفت. گفته می شود كه عملیات شهادت طلبانه بیت لید كه طی آن 20 نظامی صهیونیست به هلاكت رسیدند ، هم اكنون در آموزشگاههای نظامی دشـمن صهیونیستـی تدریس می شود تا بدیـن وسیله صهیونیستها شدت خطر اسلام گرایان از جـمله جنبش جهاد ونقشی را كه می توانند در براندازی رژیـم صهیونیستـی ایفاد كنند وامنیت بهاصطلاح ملی اســرائیـل را تهدید نـمایند برهم كیشان خود آشكار نـمایند. در مـرحله غربت ، شقاقی در سفرهای خود قلب وعقلس را در برابر نیـروهای مـجاهد عربـی واسلام گشود وهدف اصلـی خود را در بیت الـمقدس و فلسطیـن قرار داد ودر چارچوب آن روابط ودوستـیها ودشـمنیها وپیـمانهای خود را مورد ارزیابـی قرار داد. ودر این مرحله نزدیكی افكار واعـمال شقاقیبا ایـران انقلابی ومقاومت اسلامی لبنان وحزب اللـه وجنبش حـماس ولیبـی وسودان وبا مشتـركات ملی واسلامی ودست چپـی هایی كه خواهان بازگشت فلسطیـن از دریای مدیـتـرانه تا رود اردن تـحقق وتـجسـم عینـی یافت. شقاقی در ایـن مرحله در تـمام اقدامات خود ، نـمونه بارزی ازیك مـجاهد متعهد وفادار بهارمان ملت خود بود وهمواره تاكید می كرد كهاز مرگ نـمی هراسد و او بیش از آنچه كه لازم بوده زندگی كرده واو شهادت را همان قدر دوست دارد كه صهیونیستها زندگی را دوست دارند. ایــن موارد خلاصه وموجزی از مهمتـرین مراحل زندگی رهبـر ومعلم شهید دكتـر فتـحی شقاقیبود كه قطعا از تشریـح ابعاد مـختلف وجزإیات زندگی كوتاه ولـی گستـرده وپربار ایشان ناتوان است. عذر ما ایـن است كهایــن مـختصر ضرورتـیبرای موضوع بـحث ماست ، اما جزإیات دقیق ومهم زندگی ایـن شهید بزرگ را به فرصتـی دیگر موكول می كنیـم بهامید اینكه خداوند كریـم توفـیق بررسـی وعرضهانها را عنایت فرماید. دوم : جنبش جهاد اسلامی فلسطیـن از دیدگاه شهید شقاقی : ریشه ها وچشم اندازها. معلم شهید دكتـرفتـحی شقاقی ، همه عمـر با بركت خود را در راه خدمت به جهاد اسلامی فلسطیـن سپری كرد، وزیبا تـرین لـحظات زندگی خود را در راهان نثار كرد ، ایـن جنبش با زندگی شقاقی در آمیـخت وكیپارچه شد وباهم به صورت كیان واحدی در آمدند، باهمان احساسها ومفاهیـم وارزشها ، جنبش جهاد را شقاقی از مفهوم فلسطیـنـی صرف آن در عرصه منازعات گستــرده با رژیـم صهیونیستـی خارج نـمود وایـن جنبش با اقدامات شقاقی ارزش ومفهوم گستـردهای یافت كه تك تك فلسطیـنیان را صرف نظر از مرام وخط مشی فكری در بر گرفت ایــن جنبش با رفتار وافكار نـمونه خود كهاصل ومنشأ آن شقاقی قهرمان است ، همه وفاداران بهارمان فلسطیـن را متـحد نـمود، پس تعجبـی ندارد اگر ببینـیـم كه حتی گاهی یك غیـر فلسطیـنتـی در باره جنبش جهاد چنان سخن می گیود كه گویی او از اعضای ایـن جنش است وایـن امر تـنها در سایه تأتـیـر نا مـحدود شقاقیبر افرادی است كه با او در ارتباط بودند. جالب است كه بدانیـم هنگامی كهاز اصول افكار سیاسی جنبش جهاد اسلامی از شقاقی پرسیدند، پاسـخ داد : اساسا ما یك جنبش اسلامـی هستـیـم كه بر پایه دیـن اسلام واصول برگرفتهاز قرآن مـجید وسنت پیامبـر ما مـحمد (ص) استوار شده واز میـراث اسلامی كه توسط علمایبزرگ وامامان دینـیبه مار سیدهاست استفاده مینـماییـم ، و ایــن امر اساس ارزیابـی جنبش ما در ایـن مرحلهاز تاریـخ است ضـمن ایـنكه جنبش جهاد یك جنبش تـجدید طلب در چارچوب افكار اسلامی است كه پرسشهای مطرح وپاسخ های خد را به سؤالـهایی چون چگونه می توان اسلام وعلوم وفقهان را با یك تـحقیق برنامه ریـزی شده وبا استفادهاز وسایل آگاهی وتاریـخ شناخت؟ اراإـه می نـماید از اینـجا می توان گفت كه جنبش جهاد در برگیـرنده یك دیدگاه نوگرا در چارچوب اندیشهاسلامی وجنبش اسلامی است كه جنبش عـمومی اسلامی را به تـجدید نظر در اندیشه های كهنه خود دعوت می نـماید تا از جـمهو سنـی خارج شده وبا جهان امروز با شهادتـی كه خداوند تعالیبه مسلمانان عنایت فرموده معامـله نـماید ، چرا كه خداوند مسلمانان را امت میانه قرار داده تا گواه جهانیان باشند وما می توانیـم گواه بر مردمان باشیـم مگر اینكه هوشیار بوده واولا با دیـن خود وثانیا بامردم وسرانـجام با جهان واقعیتهای آن آشنایی داشته باشیـم واز همیـن طریق بود كه جنبش جهاد بهاهمیت ومـحوریبودن مسأله فلسطیـن پیبرد، كهایـن خود یكی از اركان اصلـی اندیشه جهاد است ودر ایــن باره شقاقی می گوید: ما تقریبا اولیـن كسانـی هستـیـم كه مـحوریبودن مسأله فلسطیـن را با تفسیـر وتـحلیل ثابت كردیـم ودر بارهان پژوهشها و مقالات بیشـماری اراإـه كردیـم وبرای اثبات ایـن ام از قرآن مـجید وتاریـخ وواقعیت ، برهان آوردیـم. در ایـن راستا بنا به گفته شقاقی : پیدایش جنبش جهاد اسلامی پاسـخیبود بهانكه چگونهارمان فلسطیـن می تواند یك آرمان مركزیباشد. ما در داخل فلسطیـن موضوع ضرورت اعلان جهاد را مشـخص نـمودیـم، وبه همیـن علت بود كهاســرائیـلیها از همان آغاز ایــن جنبش را به نام جریان “ جهاد كنونـی ” یعنـی جریانـی كه هیچ گاه تردید نـمی كند نامیدند یعنـی جریانـی كه تـأخیـر وتردید در اعلام جهاد را گناه می دادن. مسأله فلسطیـن مـحوری است كهامت را متـمركز ومتـحد می نـماید وكانون طرح قیام امت است چرا كه دشـمنان غربتـی وصهیونیستها طی دویست سال تـمام بر علیه میـهن اسلامـی فعالیت كردند وسپس رژیـم صهیونیستـی را در فلسطیـن به عنوان سرنیـزهایبر علیه مسلمانان منطقه به وجود آوردند ، پس ما هم به عنوان پاسـخ وخنثی كردن ایــن طرح پلید دشـمنان باید فلسطیـن را كانون طرح قیام خود قرار دهیـم زیـرا همیـن فلسطیـن در مركز طرح دشـمنان ما بودهاست. شقاقی در بررسیها ودیدارهای متعددیبر تأتـیـ{ر عظـیـم افكار اندیشمندان ورهبـران اسلامیبر دیدگاه خود و جنبش جهادیش تاكید نـمودهاست. كه در رأس ایــن متفكریـن سید جـمال الدیـن اسد آبادی ، عزالـدیـن القسام ، سید قطب و امام خـمینـی قرار دارند كه ما در بـخشهای دیگر به تفصیل بهایــن موضوع خواهیـم پرداخت. شقاقی در نوشته های متعدد خود تاكید مینماید كه جنبش جهاد اسلامی فلسطیـن یك جنبش مبارز اسلامی فلسطیـنـی استكهاز نظر سازمانـی در اوایل دهه هشتاد میلادی در داخل فلسطیـن اشغالـی متبلور گردیده در حالیكه پیش از آن وتا نیـمه های دهه هفتاد تـنها به صورت یك منافشه فكری وسیاسیبود كه در مـحافل بعضی از دانشـجویان مصری حضور داشت. شایان ذكر است كه مناقشات مزبور شامل موضعهایی در باره درك اسلام وجهان وواقیت وچگونگی نگرش ودرك تاریـخ بطور كلی وبویژه تاریـخ اسلام بود. شناخت اسلام به عنوان عقیده واصول دیـن وفقه وشریعت واستـناد به قرآن وسنت نقطه شروع بود، چنانكه شناخت سریع تاریـخ توسط جنبش ودرك عمیق ایـن موضوع راه گشای شناخت واقعـی جهان بود ودرك ابزار تغییـر را تا دست یابـیبه ویـژگی فلسطیـن در چارچوب شرایط اسلامی معاصر، تسهیل نـمود ودر نتـیـجهایـن موضوع مسأله مـحوری جنبش اسلامی وامت اسلامی شـمرده شد كهایـن امر با استـناد بهاستـنباط از قرآن وبـخصوص سوره “ اسراء ” ومواضع دیگری از قرآن مـجید و احادیث نبوی انـجام گرفت ، چنانكه درك تاریـخ وواقعیتها در دستـیابـیبهایـن مقوله كـمكم نـمود، كه فلسطیـن مسألهمـحور ودارای ویژگیهای خود است، چرا كه روند تاریـخ معاصر در تـحرك استعماری كه طی دو قرن بر علیه میهن اسلامی ادامه داشته ، مـجسم است . تـحركی كه پس از انـجام ماموریتخود در زمیـنه واژگون كردن نظام سیاسی اسلامی در فلسطیـن متمركز شد ودولتـی تأسیس وفرهنگ خارجـی را در تعداد بیشـماری از جوامع اسلامی از مصر گرفته تا ایـران وتركیه برپا وتـحكیـم نـمود ونیـز واقعیتهای موجود بر ایـن مسأله تایكد می كند كهاوج شرارت وتـمركز استعمار شیطانـی وپلید غرب در سرزمیـن فلسطیـن ودر كالبد رژیـم صهیونیستـی هم پیـمان استعمار غرب مـجسم است. در پایان دهه هفتاد بنا به گفته شقاقی ، مناقشات فكری وسیاسی مذكور كه در مـحافل دانشـجویان مسلمان فلسطیـنـی در مصر جریان داشت منـجر به یك فعالیت سیاسی گردید كه یك هستـه سازمانـی ازآن نشأت گرفت ، وسپس ایـن هسته به فلسطیـن اشغالـی انتقال یافت تا جنبش انقلابی اسلامی را در میـان هوشیارانـی كه مشتاق نـجات دادن خود ومیـهن اسلامی خود بودند، تاسیس نـمایند، هدف از ایـن امر ، حلّ مشكل موجود در آن هنگام بود، چرا كه میـهن پرستانـی دور از اسلام ومسلمانانـیبدون میـهن ( فلسطیـن ) وجود داشتـند وجهت تـحقق بـخشیدن بهایــن امر ، جنبش ملی فلسطیـن ، اسلام را به عنوان یك ایدإـولوژی استتـنا كرده وآن را از برنامه های خود دور نـموده بود در حالیـكه جنبش سنتـی اسلامیبه علل مـختلفـی از پاسخ دادن به سؤالات فلسطیـنیان طفره می رفت وانـجام عملیات جهادی را در فلسطیـن به تعویق می انداخـت. در ایــن برهه جنبش جهاد اسلامی فلسطیـن حضور یافت تا خواستهاسلامی فلسطیـنیها را بر آورده سازد وبه سؤالات آنان پاسـخ گوید ولذا شعارهای : اسلام وجهاد و فلسطیـن را برافراشت واسلام را نقطه شروع وجهاد را ابزار كار وآزاد نـمودن فلسطیـن را هدف اعلام نـمود. جنبش جهاد اسلامی از بدو تأسیس تا كنون سه مرحلهاساسی را پشت سر گذاردهاست كهاولیـن مـرحلهان فعالیت مردمی وسیاسی وتبلیغاتـی وتاكتـیكی است ومرحله دوم جهادی ومبارزه مسلحانه بر علیه دشـمن ، ومرحله سوم از 6/10/1987 با قیام همگانـی مردم در فلسطیـن شروع گردید ، كه شقاقی در یكی از بررسیهای خود ایــن مراحل را بدیـن ترتـیب تشریح نـمودهاست: مرحله یكم : ایــن مرحله پس از بازگشت از مصر وانتقال هستهاولیه جنبش به داخل فلسطیـن ، آغاز گردید، ایـن مرحله شاهد فعالیت مردمـی وسیاسی وتبلیغاتـی وتاكتـیكی گستـردهایبود كه سرزمیـن فلسطیـن تشنهان بود، همیـن مرحله نیـز شاهد پیامهای انقلابـی اسلای وجهادیبود كه راه تـحقق بـخشیدن به هدف را ، كه توده های مؤمـن فلسطیـنـی مشتاق آن بودند ، هموار می كرد. در ایـن مرحله نقش دانشجویان عضو جنبش در كلیه دانشگاه ها ودانشكده های كرانه باختـری ونوار غزه نـمایان گردید، در اواخـر سال 1981 گروه “ اسلامگرایان مستقل ” توسط دانشـجویان دانشگاهاسلامیبه عنوان نـماینده جنبش جهاد اسلامی در غزه ، تشكیل گردید، ونتایـج مثبتـی را در اولیـن انتخاباتـی كه در ژانویه سال 1982 انـجام گرفت ، علیـرغـم گذشت مدت كوتاهی از موجودیت جنبش بدست آورد. ایــن ایده با سرعت در اغلب اردوگاه های فلسطیـنـی وكلیه شهرها وتعداد زیاد از روستاها مـنتشـر گردید، وطرفداران جنبش علاوه دانشگاهها ، در تعداد زیادی از مساجد متـمركز شدند ودر آغاز سال 1982 جنبش انتشار مـجله “ النور ” را در شهر بیت الـمقدس آغاز نـمود، ایــن مـجله وابسته بهانـجـمن جوانان مسلمان در بیت الـمقدس است و در هنگام توافق مـخفـیانه بعضی از برادران عضو جنبش جهاد وبا مدیـریت انـجـمن یا شده یكسال از توقف انتشار مـجله مزبور می گذشت لیـكن پس از ایـن توافق مـجله مذكور به طور نامرتب تا پایان سال 1982 انتشار یافت ، وخط مشی عقیدتـی وسیاسی جنبش را منعكس می نـمود، در پایان سال 1982 انتشار مـجله “ الطلیعهالاسلامیه ” نیـز با همان خط مشی عقیدتـی سیاسی در انگلستان آغاز گردید ، وچند روز پس از انتشار آن در لندن به طرو مـخفـیانه در بیت الـمقدس تـجدید چاپ می شد تا در اقصی نقاط فلسطیـن پـخش وتوزیع گردد ، ایـن مـجله تاتـیـر زیادی در میـان فلسطیـنیان بـجای گذارد ودر نتـیجه مقامات اســرائیـلی درصدد برآمدند به چگونگی چاپ وتوزیع آن پیببـرند ودر ایـن راستا در ماه های اوت وسپتامبـر سال 1983 اقدام به بازداشت ده ها تـن از افراد جنبش نـمودند كه دكتـر فتـحی شقاقی نیـز در میـان آنان بود، ومدت پنـج ماه تـمام در بدتـریـن شرایط توأم با آزار وشكنـجهاز ویبازجوییبه عـمل می آمد. ایـن قضیه بنام الطلیعهالـمسلمه (پیشگامان مسلمان) نامیده شد ومطلبوعات وقت به یكی از مهمتـرین مسایل سیاسی وامنیتـی آن هنگام پرداختـند، وبازجوإـی پنـج ماهه نیـز تغییـر جهت داده واز مسأله مطبوعات به تـحریك جهت شورش وجهاد وسپس جستـجو در باره تشكیلات سازمانـی وسیاسی وامنیتـی وهم چنیـن یافتـن اسلحه وهسته های تشكیلات نظامی منـجر گردید. ایــن گروهاسلامی كه دهها نفر از افراد جنبش جهاد اسلامی را در بر داشت ، اولیـن تشكیلات اسلامیبه شـمار می آید كهاز آغاز اشغال كرانه غربـی ونوار غزه توسط صهیونیستها در سال 1967 اعضایش بازداشت شدند چرا كه خط مشی سنتـی اسلامی تا آن تاریـخ یعنـی سال 1983 از برخورد مستقیـم سیاسی ویا امنیتـیبا مقامات اشغالگر ، اجتـناب می نـمود. در آن سالها ، ودر شبهای قدر مسـجد الاقصی شاهد اجتماعات وتظاهرات گستـردهایبه رهبـری جنبش جهاد اسلامی بود ودر كنار آن جنبش به عنوان مبارزه طلبـی در برار اشغالگران ، توده های مردم فلسطیـن را بهاقامه نـماز عید در مناطق مـختلف به سوی مناطق باز ، هدایت می كرد. وبدیـن ترتـیب نقش جنبش در آن مرحله در زمیـنه های تاكتـیكی وفراخوانـی وسیاسی وتبلیغاتـی در مساجد ودانشگاه ها در كلیه شهرها وروستاها واردوگاهها اوج گرفت. مرحله دوم (جهاد مسلحانه): شقاقی در مورد ایــن مرحله می گوید كهاز همان آغاز كار ، انگیزهاصلـی جنبش جهاد اسلامی اقدام به جهاد مسلحانه بر علیه دشـمن صهیونیستـیبود، وعلیـرغم اهمیت مشاركت های فكری جنبش شقاقی در مورد ایـن مرحله وخط سیاسی اسلامیبرجستهان صحبت نـموده وبرای جهاد مسلحانه ، در جنبش اسلامی فلسطیـن اهمیت اساسی قاإـل است ، چرا كهایــن جنبش قیام كرد تا یك نیاز واقعـی جدیدی را بر آروده نـماید ومشكل موجود بیـن “ میـهن پرستان بدون اسلام ” و “ مسلمانان بدون وطـن ” را حل وفصل نـماید. بدیـن سبب در اولیـن هفته های حضور جنبش در داخل فلسطیـن واز همان ایام آغاز مرحلهاول ، هسته های مسلح وابسته به جنبش در بالاتریـن رده های طبقه بندی سری در حال تشكیل بود، در ضـمن باید بگوییـم كه دو مرحله یا شده را یك دوره عدم تـحرك از هم جدا نـمی كرد ، زیـرا با شروع جهاد اسلامی فعالیتهای سیاسی وتاكتـیكی ومردمی ، بطور طبیعـی در حال افزایش بود. در تابستان سال 1981 اولیـن هسته مسلح تشكیل یافت ، وطی سالهای 1983 و 1984 و 1985 عملیات مسلحانه بطور تـدریجی آرام وخیلـی مـحرمانه در حال شروع بود وعلیـرغم اینكه دشـمن در موج بازداشتـی كه در سال 1983 بهان دست زد یعنـی قضیه دستگیـری پیشگامان مسلمان در حیـن بازجویی از دستگیـر شدگان با شدت تـمام موضوع هسته های نظامی مسلح و اسلح در اختـیار داشتـن جنبش را مطرح می نـمود ، لیـكن بازجویی در ایــن باره به طور كامل شكست خورد وپیشرفتـی نداشت. در تاریـخ 2/3/1986 دشـمن صهیونیستـی دكتـر فتـحی شقاقی را برای دومیـن بار ودو هفته پس از آخریـن عملیات نظامی كه در تاریـخ 18/2/1986 توسط جنبش در میدان فلسطیـن شهر غزهانـجام گرفت ، دستگیـر نـمود ، در این حـمله یك گروهاز سربازان صهیونیستـی در هنگام تعویض گشت ، با بـمب مورد تهاجم قرار گرفتـند جالب اینكه حـمله مزبور درست در جایی صورت گرفت كه در روز پیش از آن یك فلسطیـنـیبه دست سربازان صهیونیستـیبه شهادت رسیده بود ومردم ایـن عـمل جسورانه وقهرمانانه را به عنوان پاسـخی به شهادت جوان فلسطیـن (العكلوك) در میدان فلسطیـن شهر غزه قلمدان كردند، همچنیـن شایان ذكر است كه پیش از بازداشت دكتـر شقاقی هشت عملیات نظامی كه توسط جنبش انـجام گرفته وآخریـن آنها در میدان فلسطیـن در مورخه 18/2/1986 بود بر ملا گردید. سالـهای 1986 و 1987 را می توان سالـهای مسلمانان مـجاهد فلسطیـن دانست، چون در حالیكهاقدامات ملی فلسطینیان پیش از انتفاضه مراحل ناگواری را سپری می كرد وبا شكستهای متعددی مواجه بود ، جنبش جهاد اسلامی جهاد مسلحانه را رهبـری می كرد ومهمتـرین عملیان نظامی را بهاجرای در می آورد. پس از آن نیـز عملیات ادامه یافت ، كهاولیـن آن عملیات البـراق در مورخه 6/10/1986 وسپس عملیات الشجاعیه در مورخه 6/1/1987 وسپس عملیات حـمله با سلاح سرد و عملیات فرار بزرگ از زندان مركزی غزه بود كه رهبـری آن را دو مـجاهد به نامهای مصباع الصوری ومـحمد سعید الـجمل به عهده داشتـند وشش مـجاهد دیگر جنبش را نیـز در بر گرفت ویكی دیگر از ایـن عملیات به هلاكت رساندن سرهنگ “ رون طال ” فرمانده دژبان منطقه غزه در 2/8/1987 بود كهاسـحق رابیـن وزیـر جنگ وقت آن را عملیاتـی استتـنایی توصیف كرد ووعده پاسـخی استتـناییبهانرا داد. هم چنیـن عملیات قهرمانانه دیگر نیـز انـجام گرفت كه مهمتـرین آنها توست قرمانان غیور “ الشجاعیه ” مـحمد الـجمل وسامی الشیـخ خلیل وزهدی (فایز) الغرابلـی و احـمد حلس انـجام گرفت كه طی آن قهرمانان چند رز پس از شهادت مصباح الصوریبه شهادت رسیدند. قهرمانان الشـجاعیه همانهاییبودند كه فرار بزرگ از زندان غزه را در مورخه 5/7/1987 رهبـری كردند ، نیـز قابل ذكر است كهایــن زندان یكی از مهمتـرین زندانها در سرزمیـن های اشغالـی است وقلعه مشتـرك ارتش وپلیس ونیـروهای اطلاعاتـی صهیونیستـها به شـمار می رود وبدیـن علت فرار 6 تـن از مـجاهدان از ایــن زندان یك عـمل مـعجزهاسا مـحسوب گردید، كه علیـرغم كوششهای مذبوحانه دشـمن برای دستگیـری مـجدد فراریان ، آنان به مدت پنـج ماه تـمام در میان مردم بودند ودر ایـن مدت خطرناكتـرین عملیات های نظامی را در مبادی ورودی شهر الشـجاعیهانـجام دادند. ایـنان جوانان مؤمـن وپاك وحافظان قرآنـیبودند كه مردم بر اقامه نـماز پشت سر آنان از یكدیگر پیشـی می گرفتـند، آنان حـماسهافریدند ، چرا كه رویا روی دشـمن صهیونیستـی قرار گرفتـند واسلـحه خود را بطرف آنان نشانه گرفته گرفته وچشـم در چشـم آنها دوخته وآتش گشودند، وفوران خون آنان به مثابه كّرنامه ورود ملت ما و جنبش جهاد اسلامی به مرحله نوینـیبود كه همانا انتفاضه وقیام عمومی ملت فلسطیـن است. مـرحله سوم : قیام انتفاضه: شقاقی تاریـخ آغاز ایــن مرحله را روز 6/10/1987 نوشته ودربارهان اظهار میدارد كه خون قهرمانان جهاد اسلامی كه در دروازه های غزه در آن روز ریـخته شد ، پیام برق آساییبود هاراده وقدرت پنهان وعظیـم فلسطیـنیان را ناگهان منفـجر نـمود. وجرقهایبود كه سالهای سیاهاشغالگری را شعله ور نـمود، تـجربه های مبارزان فلسطیـنـی را كه به مدت 70 سال انباشته شده بود، آزاد كرده وبه حركت در آورد. در آن روزها احساس ناكامی فلسطیـنیان در واقعیتهای تلـخ سیاستهای رسـمی دولتـهای عربـیبهاوج رسیده بود، واسلام ارتقا یافته به عنوان شعار وسرلوحه رحله جدید مطرح شده بود وریشه های خود را تا اعـماق وجدان مردم دوانیده وباز آمده بود تا رهبتری راه جهاد را مـجددا عهده دار شود. شقاقیبا كـمال فروتـنـی اظهار می دارد كهانتفاضه ساخته جنبش جهاد اسلامی نبود، چرا كهانتفاضه عظیـم تر از كلیه هیأتها واحزاب وسازمانها و دسته ها بود، چنانكهانتفاضه در مسیـر خود ساعت صفر را تعییـن ننـمود، چون كسـی قادر نیست ساعت شروع معجزه را تعییـن نـماید، لیـكن ما تاكید می كنیـم كه سرازیـر شدن توده های انبوه مردم به خیابانها ، از همان روز اول ، ارزوی ما بود وهنگامیكه جنبش ، خواستار فعالتـر شدن اجرای مراسـم دینـی شد ومردم را بهاقامه نـماز عید در زمیـن باز وبرپایی مراسـم لیلهالقدر در مسـجد الاقصی دعوت كرد آرزو داشت كه مردم به خیابان بریزند تا راهپیـمایی جهاد آغاز گردد. بدیـن علت از همان ششـم اكتـبـر ، جنبش جهاد اسلامی ساعت به ساعت وروز به روز همگام با انتفاضه حركت كرد ، ودر بیانیه ها واعلامیه هایی كه صادر می نـمود از مردم دعوت می كرد كه به پا خیزند وراه شهدای شجاعیه را در پیش گرفته وبا مقاومت وجهاد در برابر دشـمن بایستـند. سپس روزهای هشتـم ونهم دسامبـر 1987 فرار رسید تا قیام اوج گرفته فراگیـر شود، انتفاضه تصمیـم گرفت كهایــن اقدام در كلیه شهرها وروستاها واردوگاه های كرانه باختری ومنطقه غزه به عـمل آید، وهر آنكس كه بهادبیان عرب و فلسطیـنـی را در فاصله بیـن 6/10/1987 تا 9/12/1987 مرور نـماید ، خواهد دید كه سـخن در ایــن روزها پیـرامون انتفاضه ملت فلسطیـن در سرزمیـن اشغالـی است ، پس از آن رویداد “ الـمقطوره ” در نزدیكی كرانه باختـری در مورخه 8/12/1987، اتفاق افتاد، وفرصتـی فراهم آورد تا تشنـج ودرگیـری های غزه وبعضی نقاط كرانه باختـریبه كلیه مناطق فلسطیـن انتقال یابد، رویداد الـمقطوره بازتاب كشته شدن یك شهروند صهیونیست در غزه بدست مـجاهدان جنبش جهاد اسلامی بود، ودر پی ایـن حادثه بود كهاسـحق موردخای در سال 1987اظهار داشت كه شدت گرفتـن عملیات انتفاضه بازتاب رویداد الـمقطوره وتصمیـم ما به تبعید شیـخ عبدالعزیز عوده بود كه در مورخه 17/11/1987 اتـخاذ گردیده بود. در هفته های اول انتفاضه ، جنبش جهاد اسلامی وتوده های مردم رسالت مقابله با اشغالگران را به عهده گرفتـند، تا اینكه بقیه نیـروهای اسلامی وملی نیـز قیام نـمودند وانتفاضه كلیه نیـروها و گروهها وطبقات را در بر گرفت اما هنگامی كه یكی از ممهمتـرین كادرهای آن زود هنگام ، دستگیـر شد وبعضی از رهبـران آن تبعید شدند ویا بر علیهانها بدتـرین انواع شكنـجهاعمال گردید، ایـن جنبش بهای سنگیـنـی پرداخت. با ایـن همه ، جنبش جهاد اسلامی قویتـر گردید، ونابود كردن آن به گفته “میـخائیل سیلگ” متفكر صهیونیست غیـر مـمكن گردید وی جنبش جهاد را جنبش توصیف كرد كهاگر در جایی ریشه كن شود از جای دیگری سر بر می آورد. شقاقی چند روز قبل از شهادتش اظهار داشت كه : مشاركت فعالانه جنبش جهاد اسلامی در انتفاضه تا بهامروز ادامه دارد ومصمم است كه بیاری خدا ، انتفاضه را شدت بـخشد وتازمانیكهاشغالگری ادامه دارد، جنبش راه جهاد را ادامه می دهد، وقابل ذكر است كه مشاركت جهاد اسلامی در انتفاضهاز فعالیت سیاسی وتاكتـیكی مردمی ویا جهاد مسلحانه كه همچنان علیـرغم دعوت به قطع جهاد مسلحانه بر علیه دشـمن ، ادامه داشت ، چیـزی نكاست. *** پرسشهایبی شـماری در مورد ماهیت روابط جنبش جهاد با دیگر گروههای فلسطیـنـی وبه خصوص سازمان آزادیبـخش فلسطیـن از شهید فتـحی شقاقی پرسیده شد، پاسـخا ودیدگاه های ایشان بسیار عمیق وگویا بود هنگامی كه تأكید كرد سازمان آزادیبـخش توسط یك سازمان رسـمی عربـی در اجرای قطعنامه شـماره (1ر1964) كنفـرانس سران عرب با كوشش ناصر به وجود آمد لیـكن در اثر فشار فلسطیـنـی ها به دنبال دست یابـیبه یك هویت ملیبود. اولیـن شورای عالی فلسطیـن در مورخه (28/5/1964) در بیت الـمقدس تشكیل شد وطی آن سازمان تأسیس ومنشور ملی فلسطیـن مورد تصویب قرار گرفت، دودر سال (1966) آقای احـمد الشقیـری از رهبـری سازمان بركنار گردید وگروههای رزمنده فلسطیـنـی ( به رهبـری فتـح) كه نقش آن پس از شكست (1967) نـمایان گردید، خود رهبـری سازمان را به عهده گرفتـند ومرحله كنونی مبارزا ملت فلسطیـن به عنوان ممرحله مبارزه ملی شناخته شد ومشروعیت انقلابـی نـمایندگی سازمان از سوی نیـروی انقلابـی فلسطیـن مورد تأكید قرار گرفت ونیـز مـخالفت قاطعانه با كلیه طرحهای سازشكانه در مورد فلسطیـن مورد تاكید قرار گرفت . آن روزها فلسطیـنیها شناخت خود وبرخورداری امز هویت ملی را احساس نـمودند لیـكن بتدریـج طرح ملی فلسطیـن (ساف) اصول اولیه خود را راها نـمود تا اینكه در عض كمتـر از 25 سال مشروعیت دشـممن صهیونیستـیت را در تصرف 80% از خاك فلسطیـن به رسـمت شناخت وآماده پذیـرش نوعی خود مـختاری در 20% اراضـیباقیـمانده گردید وعلاوه بر ایــن عقب نشینـی سیاسیبزرگ ، یك نوع هرج ومرج عقیدتـی درصفوف سازمان پدید آممد تا اینكه در سالـهای اخیـر بطور كلی از بیـن رفت ، لیـكن فساد اداری وشكست تشكیلاتـی امریست كه هیچیك از دسته های سازمان آزادیبـخش آن را انكار نـمی كنند. در سایهایـن بـحران كشنده لازم بود كه راه حلٌ ویا جایگزینـی یافته شود، شقاقی ویارانش اینگونه فكر كردند، ودر حقیقت در ادبیانت جنبش جهاد اسلامی در فلسطیـن موردی وجود ندارد كه نشان دهد آنها خود ، جایگزینـیبرای سازمان آزادیبـخش فلسطیـن مطرح كرده باشند چنانكه در ادبیات مزبور مـخالفتـی دیده نـمی شود با اینكه سازمان آزادیبـخش فلسطیـن بتواند خود چهارچوب جامعیبرای نیـروهای سیاسی ملت ما باشند. بنابه به گفه فتـحی شقاقی جنبش ایــن را همیشه حق ووظیفه خود می دانست كهایدإـولوژی فعال ومبارزاتـی را در برابر هرج ومرج عقیدتـی وغربگرایی آن مطرح نـماید. و جنبش جهاد ایـن ایدإولوژی زنده وفعال را اسلام می دانست كهامت بدان ایـمان داشته ومـحور تاریـخ وافتـخارات آن بود، اسلامی كه گروههای سازمان آنرا كنار گذاشتهاند وبعضی از آنها بدون وقفه در مـراحلـی ویا حتـی كلیه مراحل با آن مبارزه نـمودند. جنبش جهاد اسلامی فلسطیـن كل فلسطیـن را عامل مل مشتـركی می شـمرد كه كلیه قوای سیاسی مبارز را بدور خود دـمع می كرد تا آزادی فلسطیـن را تـحقق بـخش در ایـن راستا بر امكان همكاری كلیهایــن نیـروها صرفنظر از ایدإـولوژی وعلیـرغم اهمیـت ایـن مسإله تاكید ممی نـمود. اهمیت مسإـله فلسطیـن وهمچنیـن وحدت تـمدن كلیه نیـروهای سیاسی فلسطیـنـی صرفنظر از جزإـیات یا اجتهادات عقیدتـی نه فقط اجازه می دهد بلكهایـجاب وتاكید می نـماید كه كلیه نیـروهای فلسطیـنـی در رویاروإـیبا دشـمن صهیونیستـی مشاركت داشته واز طریق جهاد مسلحانه كل فلسطیـن را آزاد نـمایند. بنابـرایـن اختلاف جهاد اسلامیبا ساف بنا به گفته شقاقی در این كه سازمان چهارچوب جامعیبرای نیـروهای سیاسی ملت فلسطیـن هست یا نه بلكهاختلاف در مورد مـحتوا ومظمون آن است چرا كه نیـرو وكارایی وصداقت ومشروعیت سازمان آزادیبـخش فلسطیـن به عنوان یك چهارچوب سیاسی ویا تشكیلاتـی جامع به تعداد سفارتـخانه های آن ویا حضور آن در مـحافل سیاسی نیست بلكه فق از طریق اوج گیـری مبارزات مسلحانه وبسیج امت ومـجسم كردن وحدت آن وبسیـج نیـروهای مـجاهد آن جهت اخلال در موازنه نیـروهای ستمـگر میباشند واز این راه می توانیـم به تـجدید ساختار وتوان نیـروها به سود آرمان فلسطیـن دست یابیـم كهایـن امر شرط لازم هرگونه دستاوری در سطح بیـن الـمللی است. جنبش جهاد اسلامی از هم پاشیدگیبرنامه ها ومرامهای مبارزاتـی وجهادی را بزرگتـرین خطری می دانست كه ملت وآرمان فلسطیـن را تهدید می كند. ونه فقط ساختار سازمان آزادیبـخش فلسطیـن وضعف پایه های آن را . وحدت خط مبارزاتـی ما وصلابت ن بر وحدت چهارچوب سازمان مقدم است زیـرا سودی ندارد كه كلیه نیـروهای سیاسی فلسطیـنـیبـخواهند در چارچوب سازمان آزادیبـخش متعهد باشند در حالیكه برنامه های ایـن سازمان حقوق ملت ما را در وطنش وحقش كرا در جهاد ومبارزه مسلحانه در راهازادیبذل وبـخشش می كند. ودر ایـن راستا است كه جنبش جهاد اسلامی بنا به گفه شقاقیبا چانه زدن در زمینه تعدادی از صندلیهای شورای ملی فلسطیـن ویا تضمیـن های سازمانـی یا اداری مـخالف است زیـرا مسإـله مهم واولیه در صلابت خط جهادی وبرنامه مبارزاتـی نهفتهاست. شرایط جنبش جهاد اسلامی جهت همكاریبا نیـروهای فلسطیـن در چارچوب كلی سازمان آزایبـخش بنابه گفته فتـحی شقاقی عبارت است از : رد به رسـمت شناختـن دشـمن صهیونیستـی ممستقر در هر وجب از سرزمیـن فلسطیـن و اعتقاد به مبارزه وجهاد به عنوان تـنها راه رهایی فلسطیـن تأكید بر منشور ملی كه حق ملت فلسطیـن را در میهنش مورد تأكید قرار داده وشناخت اسلام به عنوان چارچوب مبارزاتـی در قبال حـمله صهیونیستها . لیـكن شقاقیبازیـركی وهوشیاری تاریـخیبرجسته خود اضافه نـموده كه ما می خواهیـم تأكید كنیـم كهاختلافات عقیدتـی وسیاسی مما با هر گروه ویا عناصری از ملت فلسطیـن تـنها با مذاكره واز طرق سیاسی ودور از خشونت حل می شود چرا كه خشونت فقط در قبال دشـمن صهیونیستـی جایـز است.
نویسنده : دكتـر رفعت سید احـمد |